دنیس اپنهایم: هنر محیطی به منزله تنانگی
هنر محیطی به منزله تنانگی
صبا اخوت
دنیس اپنهایم([1](1930-2011از هنرمندان مفهومی ،اجرایی و محیطی آمریکایی است . از دیگر علاقه مندی های او عکاسی و مجسمه سازی بوده است . در سال 1966 در جریان سفرش به نیویورک، در ابتدا در مدرسه پرستاری و سپس در هنرستان هنرهای زیبا تحصیل کرد.اولین نمایشگاه انفرادی او در سن 30 سالگی در نیویورک برگزار شد،وی تا سن 72 سالگی یعنی آن هنگام که به دلیل سرطان کبد از بین رفت،در آمریکا زندگی هنری خود را ادامه داد. اپنهایم را بیشتر یک هنرمند مینیمال متاخر دانسته اند کسی که تلاش کرد تا در برابر دیدگاه های سنتی میمنیمالیست ها که اثر را عاری از هرگونه احساس و هیجان میدانستند، بایستد و هنری احساس گرا و تا حدی تابع ایده پدید بیاورد ، از طرفی با بهره گیری از مواد قابل دسترس جهت گیری نبوغ گرایانه مینیال را مخدوش کرد.
در ابتدای فعالیت هنری اش عضو جنبش پیش رو ای بود که اعضایی چون ویتواکونچی[2] و رابرت موریس[3] را در خود داشت،در این دوران بیشتر کارهای او با محوریت تنانگی و هنر زمینی بود،بین سال های 1966تا 1968 پروژه ای شامل "برش ها و شکل ها" با ماده ی خام یخ و برف طراحی کرد و این خود زمینه ساز یکی از نمایشگاه های تاثیر گذار او با نام "گالری پیوندی" [4]در کانادا شد(1969) که در آن گالری ای توسط وی طراحی شده بود که نمای بیرونی آن روی برف ها کنده کاری شده و در میان برف ها بذرهای گیاهان مختلف کاشته شده بود ، به اعتقاد او این اولین کار محیطی جدی اش محسوب میشود.در حقیقت اپنهایم به" رد" و" اثر" به جای مانده از هنرمند بر روی آنچه خلق میشود اعتقاد بسیار داشت.
در سال 1968 به دلیل دوستی نزدیک با ویتو اکونچی گرایشش به هنرهای اجرایی و به عبارت دیگر بدنی افزایش یافت،اثر" وضعیت خواندن برای سوختن درجه دو"از جمله کارهای بدنی-محیطی ست که به هدف مبارزه با تمایلات سنتی نقاشانه صورت گرفت ،تمایلاتی که در آن افراد دیدگاهی خط کشی شده و تئوریک به نقاشی داشتند؛مفاهیمی چون پاساژهای رنگی و کنتراست در این اجرا به چالش کشیده شده است.همانطور که از عکس پیداست ان قسمت از بدن مرد که در زیر کتاب" تئوری هنر" قرار گرفته یک دست و بدون هیچ هویتی تیره تر از پوست بدن شده است ولی در عکس دوم ،آن قسمت از بدن که در زیر نور طبیعی آفتاب قرار داشته،رنگی خلاقانه تر یافته است.

در دهه 1970 اپنهایم طی علاقه اش به بدن،تنانگی،طبیعت و "حضور" هنرمند در اثر،تصمیم به ساخت مجسمه های زنده گرفت به این ترتیب که با بدن خود به صورت یک "پدیداره" برخورد کرد و هرکجا که طبیعت زخمی شده بود این رنج را با بدن خود تجربه میکرد،در گدال میخزید،هم سو با خراش های زمین خراش میخورد و فشار مضاعف تپه ها را بر خود هموار میکرد،به گفته خودش این دردهای خوشایند روزها بر جای میماند و احساس همذات پنداری با طبیعت را در او تشدید می کرد.
![]()

به علاوه در سال 1980 با الهام از ویدیو پرفورمنس های اکونچی (که در آن مرز میان مخاطب و دوربین - و به نوعی حوزه خصوصی و عمومی- با به حداقل رساندن فاصله فیزیکی، شکسته میشود) ویدیو پرفورمنسی طراحی میکند که چهره کلوزآپ شده او عقایدش را پیرامون هنر محیطی با صدایی بم بیان میکند.

![]()
از این پس ویدیو و هنرهای دیجیتال به رسانه ای تاثیرگذار در زندگی حرفه ای او تبدیل میشوند.ویدیوهایی چون "نیایش" [5]که در آن عناصر آئینی به همراه تنانگی و تجربه پدیدارشناسانه از خلق یک نقاشی بر" بدن" خود هنرمند به تصویر کشیده میشود ،از مهمترین کارهای وی دانسته شده است.

در شروع دهه 1990 اپنهایم تصمیم گرفت که از صنعت استفاده های بیشتری بکند،مجسمه های ماشینی او شاید بیانگر ناهم سویی و ناسازگاری مواد صنعتی با دنیای احساس و هیجان است،عروسک هایی که به وسیله موتوری در شکمشان بی وقفه میرقصند و ریتم این حرکت هیچ ارتباطی با موسیقی که پخش میشود ندارد
در میانه دهه 1990 موج هنر پاپ و مجسمه های عظیم- با هدف درگیر کردن قشر بیشتری از مردم-به کارهای اپنهایم اضافه شد،ساخت های بزرگ و قابل فهم او در مراکز عبور و مرور مردم نصب شد و بازخوردهای قابل توجهی را از آن خود کرد،کلیسای وارونه او جزء حجم های هنجارشکنانه و بحث انگیز در ان برهه از تاریخ است.

![]()
همینطور ساخت خانه اتوبوسی این عقیده او را تاکید میکند که در جریان هنر محیطی گاه روند خلق اثر از محصول نهایی مهم تر است همان طور که شاید وسیله ای که ما را به منزل میرساند به مقصدمان تبدیل شود.
![]()
اپنهایم پیش از مرگ اش جایزه بینال ونیز و یوهانزبرگ را دریافت کرد.
منابع:
1.Institute of Contemporary Art, Machine works, Vito Acconci, Alice Aycock, Dennis Oppenheim, Philadelphia, Institute of Contemporary Art, 1981
2. Dennis Oppenheim website:
3.انقلاب مفهومی،علیرضا سمیع آذر،1391
برنامه های هفتگی